مير سيد محمد علوى عاملى
22
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى )
است ، چرا كه ربّ جميع اشيا مستلزم آنست كه مركّب از اجزا به هيچ وجهى از وجوه نباشد و إلّا لازم آيد كه آن اجزاء داخل ماعداى او از اشياء باشند ، پس بايد كه ربّ عالم ربّ آن اجزا نيز باشد ، چه جزء غير كلّ است و اين باطل است ، چه جزء چيزى مقدّم بر آن چيز است ، پس چگونه مربوب آن چيز تواند بود ؟ و همچنين دلالت بر نفى ضدّ و نفى ندّ از واجب بالذّات دارد چرا كه او ربّ جميع ماعداست ، پس اگر او را ضدّى و ندّى باشد ، پس مخلوق و مربوب او خواهند بود و مربوب را صلاحيت آن نيست كه ضدّ و منافى خالق خود باشد . لطيفة رحمانية الرحمن الرحيم : بدان كه در كتاب تبيان واقع است كه اين دو اسم مشتقّ از رحمت است كه عبارت از نعمت است و موضوع از براى مبالغهاند ، و درين آيه دلالت بر توحيد است ، چه وصف او به « رحمن » اقتضاء مبالغه در اتّصاف رحمت بر وجهى كه شامل عامّه خلايق باشد مينمايد و قادر به اين معنى حضرت بارى - تعالى است . قدوة الواصلين الى اللّه و عروة الواثقين باللّه السيّد المرتضى - طاب ثراه - فرموده است كه : « إنّ الرحمة ليست عبارة عن رقّة القلب و الشّفقة ، بل إنّما هى عبارة عن الفضل و الانعام و ضروب الاحسان » و زمخشرى در كشاف گفته است كه « هو مجاز عن إنعامه على عباده لانّ الملك إذا عطف على رعيّته و رقّ لهم أصابهم بمعروفه و انعامه » و بيضاوى در تفسيرش ياد نموده است كه « إنّ الرحمة في اللّغة رقّة القلب و الانعطاف ، و هو يقتضى التفضّل و الاحسان و أسماء اللّه إنّما تؤخذ من الغايات الّتى هى افعال دون المبادى الّتى هى انفعالات » و مؤيّد اين گفته آنست كه ارباب عرفان ميگويند كه « خذ الغايات و احذف المبادى » . و امّا اعتراض بر صاحب كشّاف ازين كه اشتقاق « رحمن » را از « رحم » كرده